احسان علیخانی در یازدهمین روز از ماه مبارک رمضان علاقه‌ی بسیاری به تیتر رسانه‌ها شدن داشت.

به گزارش خبرنگار حوزه رادیو تلویزیون گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران؛ شب گذشته در یازدهمین روز از ماه مبارک رمضان، باردیگر ویژه ی برنامه «ماه عسل» در لحظات نزدیک افطار به روی آنتن رفت.

علیخانی پس از پخش آیتم روز گذشته، میزبان ۴مهمان فرعی و یک مهمان اصلی با شغل های متفاوت شد.
ابتدا خانمی که پس از تحصیل در رشته مهندسی معدن در این حرفه فعالیت می کرد و سمت رئیس معدن را به عهده داشت.
علیخانی زمانی که از این خانم پرسید مگر یک خانم می تواند ریس معدن باشد؟ خودش به جمله‌ی تیتر برانگیز رسانه‌ها پی برد و با خنده گفت: الان رسانه‌ها از این جمله من تیتر می زنند؛ علیخانی برای خانم ها این جمله را گفت! بعد با مزاح و البته با تاکید رو به دوربین و مخاطبان ادامه داد الان این جمله من سوالی است و برای ریتم گفتگو سوال می‌شود هرچند خوبه که ما را با دقت تماشا می کنید.
مهمان برنامه در خصوص علایق خود به رشته معدن عنوان کرد: من به کارهای سخت علاقه زیادی دارم و اوایل کارگران معدن کارشکنی می کردند ولی من تا عمق ۶٠متری زمین هم می‌روم. بعد علیخانی که گویا شیطنتش گول کرده بود گفت: خانم‌ها برای آوردن یک ترشی از زیرزمین باید ۶٠نفر مراقبشان باشد بعد با خنده افزود: الان این جمله من خوراک رسانه‌هاست، مهمان با اشاره به صحبتهای علیخانی متذکر شد: شما خانم‌ها را دست کم گرفتید. علیخانی افزود: منظور من خانم های باکلاس و لطیف است.
مهمان بعدی در ارتفاعات ٣١۵متری شستشوی شیشه‌های برج را عهده‌دار بود و از شغلش هم رضایت کافی داشت.
همچنین دیگر مهمان برنامه مانکن زنده ویترین مغازه‌ها بود که ساعتی ٢٠٠هزار تومان درآمد داشت و دیگر مهمان برنامه در مراسم عروسی نقش ساقدوش داماد را ایفا می کرد.
مهمان دیگر  خانمی که پوزر عروس در مجالس عروسی و به نوعی ایستادن و نحوه‌ی بازی کردن را به عروس آموزش می‌داد. علیخانی با اشاره به شغل این مهمان گفت: من یک فیلم عروسی دیدم که از نصف تولیدات سینما بهتر بود عروس و داماد قصه و سناریو داشتند و فیلمبرداری عجیب در کشتی فوق العاده بود .
بعد از پخش پیام‌های بازرگانی یک مهمان دیگر به جمع مهمانان «ماه عسل» اضافه شد دختری که از سن پنج سالگی به همراه پدرش بر روی دیوار مرگ پارک ارم موتورسواری می‌کرد.
علیخانی در فواصل صحبتهای مهمان بیان کرد:رئیس شبکه راجع به فیلم عروسی که در ابتدای برنامه راجع به آن صحبت کردم، درخواست توضیح دادند، باید بگویم این فیلم کوتاه در فضای مجازی  منتشر شده بود که همه آن را ببینند و چیز عجیبی هم نیست.
مجری «ماه عسل» در پایان پس از خروج از قاب کهکشانی خاطر نشان کرد: برخی از کارها را اگر من یا شما انجام ندهیم کسی بهتر از ما آن را انجام می دهد ولی کارهایی مثل گذشت، عشق به پدر و مادر، بخشش و…تنها برای ماست و فرد دیگری نمی تواند آن را انجام دهد ما را با این حجم کارها می سنجند نه با شغلی که داریم.
گزارش از سمیه مردانی
انتهای پیام/
تاریخ انتشار مطلب:۱۳۹۴/۰۴/۰۸ - ۹:۴۷
نویسنده : پروانه
تاریخ : ۳۰ مرداد ۱۳۹۴
ساعت : ۲۲:۰۶:۵۶

تخریب هویت ملی از سوی سیما :
پس من چگونه گویم، کاین درد را دوا کن؟ نوشتاری از سالار سیف الدینی (پژوهشگر تاریخ ایران در روزنامه شهروند)
سریال‌های تاریخی در اکثر کشورها با کنجکاوی و دقت از سوی مخاطبان پیگیری می‌شوند. برخی اوقات محافل خاص فرهنگی در بیرون یا درون دولت‌ها کوشش دارند از طریق چنین پروژه‌هایی ایدئولوژی، گفتمان یا روایت ویژه‌ای از تاریخ را به بیننده تلقین کنند و با آمیختن تاریخ و فانتزی مخاطبان پیر و جوان را به سوی خود جلب کرده و در این بین به‌صورت بسیار زیرکانه و ظریف پیام‌های مدنظر خویش را به ناخودآگاه مخاطبان ارسال کنند.
به‌طور کلی سینمای محافظه‌کار و نزدیک به دولت در سایر کشورها کوشش دارد به نوعی حس غرور ملی و عظمت‌طلبی را به بیننده تلقین کرده و به طریق اولی از هرگونه تحقیر و توهین شهروندان چه به‌صورت مستقیم و چه به‌صورت غیرمسقیم خودداری می‌کند.
هرچند امروزه به شکل بارزی حوزه سیاست از حوزه فرهنگ و هنر جدا است اما استفاده‌های ابزاری آشکار و نهان این حوزه از فرهنگ، هنر و سینما برای دستیابی به اهداف خود ازجمله شکل‌دهی به افکار عمومی، فضاسازی و جنگ روانی امر پنهانی نیست. سینمای هالیوود، نمونه مشخصی بر این رویه است. این سینما که به شکل آشکاری ابزار بازتولید سیاست خارجی آمریکا در جهان است فراخور وضعیت، در دوره‌هایی مانند جنگ سرد، جنگ ویتنام، مساله هولوکاست، یازده سپتامبر، نژادپرستی، ایران باستان، ۱۳آبان و تسخیر سفارت آمریکا در ایران و… پروژه‌های بزرگ و موفقی مانند راکی، رمبو، فهرست شیندلر، دشمن دولت، ۳۰۰، آرگو و صدها فیلم دیگر را روی پرده آورده و از طریق نهادهایی مانند اسکار و… به آنها مشروعیت داده است.

امروزه علاوه بر ‌هالیود، کشورهای اروپایی و حتی خاورمیانه نیز از سینما برای القای تاریخ یا ارسال کدهای سیاسی دلخواه استفاده می‌کنند.
در همسایگی ما، تجربه ترکیه در چند‌سال گذشته بسیار حایز اهمیت است. حتی در درگیری بین فتح‌الله گولن و آک پارتی نیز سریال‌های «حزبی و جناحی» ترکیه نقش جالبی داشتند. تلویزیون سامان یولو وابسته به فتح‌الله گولن با پخش سریال «شوکت تپه» پیام‌های سیاسی عمده‌ای به مخاطبان می‌داد .البته ایران نیز بی‌نصیب از مجادله نبود. این سریال که مانند دره گرگ‌ها براساس تئوری توطئه که دلپذیرترین مدل تحلیلی در ترکیه است ساخته شده، . در این سریال تقریبا چیزی از تاریخ و فرهنگ ایران نمانده که مورد توهین و اهانت قرار نگیرد. در آن سوی شبکه دولتی ترکیه که فعلا زیر نظر حزب حاکم است، سریال جدیدی را پخش می‌کند که در آن ایرانی‌ها بی‌نصیب نیستند. «سیب سرخ»، داستان دلاوری‌ها و جوانمردی‌های کارمندان میت است. در نخستین قسمت سریال، یک تیم امنیتی ایرانی امحاء می‌شوند.
***
به این وسیله مخاطب ایرانی، در جهان رسانه، فیلم و سریال شاید سالانه ده‌ها بار تحقیر می‌شود.
فیلم‌هایی مانند، بدون دخترم هرگز، سنگسار ثریا، ۳۰۰، آرگو، حریم سلطان و… برای مخاطب عادی شده‌اند. به هر حال ایرانی به‌عنوان یک هدف چه در سینمای کشورهای منطقه و چه در سینمای جهانی جایگاه خود را یافته است. تا این‌جای مساله، هرچند ناراحت‌کننده است اما موضوع زمانی تراژیک‌تر می‌شود که می‌بینیم همین مخاطب وقتی به سینما و سیمای کشورش که با مالیات‌ها و سرمایه‌های خود و از سوی دولت ملی‌اش ساخته می‌شود، پناه می‌برد، گاه بیش از همه مورد تحقیر قرار می‌گیرد.

وضع سریال‌های تاریخی در صداوسیما، داستانی است پر از آب چشم. گذشته از این‌که کار مهمی درخصوص تاریخ کشور در بین این سریال‌ها نیست، برخی سریال‌های جدید مربوط به دوران معاصر شاید به واسطه گفتار مسلط بر ذهن مشاوران تاریخی آنها، مایه‌های شدید ضدایرانی دارد.
برای نمونه در سریال کلاه پهلوی، چینش بازیگران، دیالوگ‌ها و نمادپردازی‌ها به گونه‌ای انجام شده بود که بیننده را از وطن‌دوستی، دولت‌گرایی و اعتماد به دولتمردان بازمی‌داشت. زیرا تمام مقامات و دولتمردان کشور در این سریال بدون تمایزگذاری افرادی فاسد، ریاکار و وابسته بودند. باید توجه داشت چنین مدلول‌هایی در ذهن بیننده لزوما دال بر یک رژیم سیاسی (در این‌جا پهلوی) نیست و به‌طورکلی اگر فساد دولت در عصر پهلوی بدون تمایزگذاری نشان داده شود به همه دوره‌ها سرایت کرده و به‌طورکلی مخاطب را مطلقا از هر دولتمردی دلسرد و مایوس می‌کند. زیرا قبلا جریان بی‌اعتمادی به دولت در ذهن وی نهادینه شده است.
… نام‌گذاری نقش اول این سریال با عنوان «کریم وطن‌پرست» که نقش منفی آن را ایفا می‌کرد نیز به دور از کنایه نبود. دولتمردان ریاکار و فاسد دوره پهلوی در این سریال درحالی تصویر می‌شدند که از فرهنگ ایران و هویت ایرانی صحبت می‌کردند، همگی زیر پرچم ۳رنگ ایران قرار داشتند و همواره فریاد زنده باد ایران از گلوی «باطل» به گوش می‌رسید. درواقع سازندگان این سریال‌ها ایران‌ستیزی را در پس پهلوی‌ستیزی پنهان کرده بودند.

. متاسفانه مافیای تاریخ‌نگاری بر روند ساخت و فیلمنامه‌نویسی سریال‌های مربوط به تاریخ معاصر مسلط شده‌اند و همه‌چیز را از پنجره توطئه و تقبیح وطن‌خواهی می‌بینند.
انتظاری که از صداوسیما می‌رود این است که اگر قادر به رقابت با نیست و اگر فاقد کمترین توان برای پاسخ‌یابی و پاسخگویی به اهانت‌هایی است که در سینمای جهان به ایران می‌شود، دست‌کم خود تبدیل به عضوی از این چرخه نشده و در کنار مردمش قرار گیرد.
سالار سیف الدینی

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.


ارسال خبر
Ersale-
Khabar

photo_2016-11-14_08-26-59
b00000106
ad100